شب یک شب دو

“بیست و یک/یک/شصت و هفت، – یعنی هزار و نهصد و شصت و هفت. تو در این تاریخ کی هستی؟ آیا همان آدم همیشه؟ همان تن باریک، که من بیشتر برهنه‌اش یادم می‌آید تا پوشیده‌اش؟ همان نگاه سبز همیشه خواستار؟ همان موی سیاه صاف؟ همان تراش و ساخت زیبا و آسان که چشم می‌تواند...

Moderato Cantabile

مدراتو کانتابیله ناله‌ی آن دبارد از سر گرفته شد و بلندتر شد. دوباره دستش را روی میز گذاشت، شوون حرکت او را با چشم دنبال کرد و فهمید، دست خود را که از سرب بود بلند کرد و روی دست او گذاشت. دست‌های آن‌ها چنان سرد بود که تنها به قصد اینکه این حادثه اتفاق بیفتد، به مغلطه،...

ماه در حلقه انگشتر

دو حبه قند در فنجان می‌اندازم و هم می‌زنم، و دل به خیالِ ماهان می‌دهم که جمع کرده و رفته است. تاب موهایش را از روی گونه پس می‌زند و می‌گوید: “می‌خواهم بروم پاریس.” می‌گویم: “چه خبر؟” می‌گوید که می‌خواهد درس بخواند، آن‌جا درس بخواند؛ که در آلمان...

آئورا

کارلوس فوئنتس آنگاه که کبریت سوم خاموش می‌شود، تنها تو می‌مانی و عطرها. آهسته به راهرو می‌روی بار دیگر پشت در اتاق خانم کونسوئلو گوش می‌ایستی و آنگاه پاورچین به سوی اتاق آئورا می‌روی. در را، بی‌آن‌که بر آن بکوبی، باز می‌کنی و به اتاقی خالی پا می‌گذاری که در آن...